تبليغاتX
فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو
تێرامان له مێژوو
  هێگل شوناسێكی‌ سه‌ربه‌خۆ و ده‌ره‌كی‌ بۆ مێژوو قایل ده‌بێ كه‌ مێژوو به‌ دوای ئامانجی‌ خۆیدا ده‌ڕواو مرۆڤ و پاله‌ونان ئامێری‌ ده‌ستی‌ روحی‌ زال به‌ سه‌ر مێژوودان. هێگل باس له‌ تاكه‌ گرینگه‌كانی‌ مێژوو وه‌ك هه‌لگرانی‌ هه‌لبژاردراوی‌ رووح ده‌كات و ده‌لێت: تاكه‌كانی‌ مێژووی‌ جیهانی‌ كه‌سانێكن كه‌ ئامانجه‌ گشتیه‌كانی‌ مێژوو به‌دی‌ دێنن و مرۆڤه‌ مه‌زنه‌كان به‌ ناوی‌ رووحی‌ گشتی‌ یان حقیقه‌تی‌ ره‌هاوه‌ ده‌دوێن و ئامانجی‌ گشتییان كردۆته‌ ئامانجی‌ تایبه‌تی‌ خۆیان. ئه‌وان به‌ دوای‌ ئامانجه‌كانی‌ خۆیاندا ده‌رۆن بێ‌ ئه‌وه‌ی‌ بزانن دارده‌ستی‌ مێژوون و مێژوو به‌كاریهێناون

درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2009/5/29کاتژمێر 11:11 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

   .فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو به‌ دوو مانا ده‌توانین سه‌یر بكه‌ین

۱:فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو به‌مانای گشتی وشه‌، یانی روانگه‌یه‌ك  كه‌ نه‌ته‌وه‌ جیاجیاكان له‌چاره‌نووس و ره‌وتی ئه‌و رووداوانه‌ی كه‌ به‌ سه‌ریان هاتوون وهه‌یانبووه‌.به‌ پێی ئه‌و مانایه‌ فه‌لسه‌فه‌ی جیا له‌وه‌ی پێشینه‌ی هه‌یه‌ گشتیه‌تیشی هه‌یه‌،به‌هه‌رجوَرێك له‌ هه‌ر شوێنێكی جیهان،هه‌ر نه‌ته‌وه‌یه‌ك چ لایه‌نی بیروباوه‌ری دینی خوَی وچ له‌ لایه‌نی تر،
روانگه‌یێكی له‌ باره‌ی چاره‌نووسی خوَیان هه‌بووبێ وبه‌سه‌رهاتی خوَیانی پێتێگه‌یشتبن.


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2009/4/10کاتژمێر 7:58 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

         له‌ سه‌ره‌تادا پێویسته‌ جیا بوونی دووجوَر فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو روون كه‌ینه‌وه‌،ئه‌و دوو جوَره‌ فه‌لسه‌فه‌ی مێژووییه‌ به‌ فه‌لسه‌فه‌ی جه‌وهه‌ری یان تیوری‌ مێژوو له‌ لایه‌ك و له‌لایه‌كی تر به‌ فه‌لسه‌فه‌ی شیكاری و ره‌خنه‌یی مێژوو به‌ ناوبانگن!
ئه‌و دابه‌شكردنه‌ وجیاكارییه‌ ده‌گه‌رێته‌وه‌ بوَ دابشكردن وجیاكارییه‌كی تر،یان دوومانا
له‌ وشه‌ی ((مێژوو)):مانای یه‌كه‌م مێژوو وه‌كوو ره‌وتی رووداوه‌كان یانی ئه‌وه‌ی كه‌ به‌
كرده‌  رووداوه‌كان باس ده‌كا(مێژووی یه‌ك).


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2009/4/10کاتژمێر 7:52 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو له‌ كوێوه‌ دێت،یان چ روَل وپێگه‌یه‌كی هه‌یه‌؟


زوَر سه‌رسوور هێنه‌ر ده‌بێ كه‌ بوارێكی وه‌ها گرینگ و به‌رفراوان كوَمه‌ڵێ بابه‌تی سرنج ڕاكێش و دڵه‌راوكێ هێنه‌ری بوَ فیلسوفان به‌ دواوه‌ نه‌بێ. هه‌روه‌ك چوَن یه‌ك له‌ فیلسوفانی هاوچه‌رخ وتویه‌تی ((ته‌نیا له‌ به‌ر ئه‌وه‌ی‌  مێژوو بوارێكی به‌ پیت و به‌رچاو له‌ هه‌وڵدانی فیكرییه‌، و له‌ وه‌را كه‌ مێژوو خوَی له‌ خوێدا زوَر پر بایه‌خ و حه‌یاتییه‌  بویه‌ فه‌لسه‌فاندن (رامان و ڕاوێژی فه‌لسه‌فی)له‌ باره‌یه‌وه‌ زوَر پێویسته‌ و بایه‌خی‌ ئه‌وی هه‌یه‌ كه‌ لێكوَلینه‌وه‌ و تێرامانی فه‌لسه‌فی وردی له‌ سه‌ر بكردرێ


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2009/4/10کاتژمێر 7:45 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

 

وێنه‌یه‌ له په‌یکه‌رتاشی یۆنانی Praxitele ( سه‌ده‌ی 4 پێش زایین )

 

وێنه‌یه‌ له په‌یکه‌رتاشی یۆنانی Praxitele ( سه‌ده‌ی 4 پێش زایین )

 

+نوسراوە لە  2008/12/25کاتژمێر 5:11 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

 

هگل در درس نظری زیبایی در دانشگاه برلین اشاره میکند که زیباترین مجسمه ها مجسمه های خدایان یونان باستان هستند. این مجسمه ها ایده آل زیبایی بدن انسان در تصور یونانیان از خدایان خود را نشان می دهند.

 


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2008/12/25کاتژمێر 4:30 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

نقاشی دیواری در شهر Herculaneum

 

نقاشی دیواری در شهر Herculaneum

 

+نوسراوە لە  2008/12/25کاتژمێر 4:26 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

اشاره: دكتركريم مجتهدي معلم فلسفه دانشگاه تهران است. وي خود دانش آموخته فلسفه است ودكتراي خود را از دانشگاه سوربن فرانسه اخذ كرده است. با وي درباره آخرين اثر چاپ شده اش؛ «فلسفه تاريخ» گفت وگويي كرده ايم.
| ابتدا درباره مفهوم و تعريف «فلسفه تاريخ» توضيح دهيد.
* «فلسفه تاريخ» يك مفهوم مركب است. كه در آن دو رشته ظاهراً متفاوت را به هم نزديك مي كنيم. در اين نزديك كردن البته نوعي تناقض هم هست.
| گويا اصطلاح «فلسفه تاريخ» اول بار در برابر برداشتي ديني از تاريخ كه در سايه «مشيت الهي» صورت مي گيرد، به كار برده شده...
* ولتر وقتي كه در قرن هجدهم مفهوم فلسفه تاريخ را براي نخستين بار به كاربرد، مي خواست اين اصطلاح را در مقابل كساني قرار بدهد كه مي خواهند تاريخ را صرفاً براساس مشيت خداوند تبيين كنند...
| پس از نظرشما مفهوم «فلسفه تاريخ» يعني تحليل عقلاني سير تاريخ.
* از نظر ولتر
| از نظر شما چطور؟

درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2006/7/14کاتژمێر 10:30 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
كرونولوژي چيست؟


تاريخ واژه‌اي است كه به دانش و اطلاعات درباره‌ي گذشته اشاره دارد. تاريخ دانش گذشتگان يا حقايقي درباره‌ي گذشته است. تاريخ مي‌تواند هر دو اين مقوله‌ها را در بر بگيرد به شرط اينكه رويكرد ما به آن تعريف شده باشد. تاريخ هم دانش گذشتگان است و هم دانشي درباره‌ي گذشته. دانش گذشتگان به اين دليل كه زندگي نياكان ما همچون امروز براساس باورها و دانش رايج زمان بوده است و هنگامي كه به اين دانش دست يافتيم به دانشي درباره‌ي گذشته تبديل مي‌شودو شايد بتوان گفت كه مطالعه تاريخ بخشي از بشريت است. امروزه تاريخ به عنوان شاخه‌اي از علوم اجتماعي در نظر گرفته مي‌شود، به خصوص موقعي كه تأكيد و مطالعه روي مبحث كرونولوژي ‌باشد.
به دليل اينكه تاريخ بسيار گسترده است سازماندهي آن از اهميت ويژه‌اي برخورداراست. برخي نويسندگان همچون ولز (H.G.Wells)، ويل دورانت (Will Durant) و آريل دورانت (Ariel Durant) تاريخ‌هايي جامع و كلي نوشته‌اند ولي برخي موخين نيز روي گرايش‌هاي خاصي مطالعه و تحقيق نموده‌ اند. بر اين اساس چندين روش متفاوت براي طبقه‌بندي اطلاعات تاريخي به شرح ذيل وجود دارد:
1ـ طبقه‌بندي اطلاعت به صورت زمان‌بندي شده يا به عبارتي طبقه‌بندي اطلاعات بر مبناي ترتيب وقوع زماني رخدادها (Cahronolical) كه همان علم كرونولوژي مي‌باشد.
2ـ طبقه‌بندي اطلاعات براساس نواحي مختلف جغرافيايي (Geographical)
3ـ طبقه‌بندي اطلاعات تاريخي بر مبناي مليت‌ها و كشورهاي مختلف (National)
4ـ طبقه‌بندي اطلاعات تاريخي به صورت موضوعي (Topicla)
كرونولوژي (Chronology) به عنوان علمي براي محاسبه زمان (Computing) يا دوره‌‌هايي از زمان و اختصاص رخدادها در تاريخ‌هاي دقيق وقوع آنها تعريف مي‌شود. واژه كرونولوژي بايد از واژه كرونومتري (Chronometery) تميز داده شود. در رابطه با اين واژه (كرونولوژي) به چند نكته بايد توجه كرد. اول اينكه كرونولوژي يك علم است، دوم اينكه يك علم محاسباتي است، سوم اينكه اين علم درباره محاسبه زمان (Comuting time) است نه اندازه‌گيري زمان (Measuring time) و چهارم اينكه به طور ذاتي دو بخش در تعريف اين علم وجود دارد كه بخش اول يك علم محاسبه را تعريف مي‌كندو به باستان شناسي مربوط است و بخش دوم، موضوع قرار دادن وقايع و رخدادها در تاريخ‌هاي زماني دقيق آنها را شامل مي‌شود كه البته اين بخش، بيشتر به تاريخ مربوط است. بنابراين بعضي ممكن است كرونولوژي را در برگيرنده‌ي بخش اول تعريف در نظر بگيرند كه به محاسبه زمان مربوط است و آن را نقطه مقابل كرونولوژي تاريخي بدانند.
كرونولوژي كه در فارسي آن را روزشمار، گاه‌شمار يا تقويم تاريخ گويند، به عنوان يك علم و يك موضوع مطالعاتي از دوره‌هاي قرون وسطي، رنسانس و باروك (Barokue) مورد توجه بوده است. بسياري از نوشته‌هاي تاريخي كه از آن اعصار باقي مانده، در واقع همان كرونولوژي به معناي تخصيص رخدادها به تاريخ‌‌هاي زماني دقيق آنها مي‌باشد. امروزه مي‌گويند كرونولوژي علم قرار دادن وقايع در زمان است. به عبارتي منظم كردن و چينش وقايع از ابتدا به انتها يا برعكس را كرونولوژي گويند و هنگامي كه از عناصر گرافيكي نظير جدول براي منظم نمودن و چينش رخدادها استفاده شود آن را Time line گويند. كرونولوژي به معني علم قراردادن و متمركز كردن وقايع تاريخي در زمان، بخشي از تاريخ است و نبايد با واژه‌ي كرونومتري كه بخشي از علم فيزيك است اشتباه شود.
كرونولوژي مي‌تواند نسبي يا مطلق باشد. كرونولوژي نسبي چينش وقايع مربوط به هم‌، نسبت به يكديگر و نسبت به يك مبدأ زماني است ولي كرونولوژي مطلق قرار دادن وقايع و رخدادها در تاريخ‌هاي زماني دقيق آنها است. كرونولوژي مطلق يك دسته‌بندي ويژه از وقايع است كه تاريخ(date) ناميده مي‌شود. اين ويژگي در همه كرونولوژي‌هاي مطلق كه يك دوره‌ي زماني يكسان را در بر مي‌گيرند مشترك است.
كرونولوژي شيوه‌اي در تاريخ نويسي است كه اخيراً نظر برخي وقايع‌نگاران را به خود جلب كرده است. كتابها، منابع و آثاري كه به اين شيوه نگارش مي‌شوند منابع بسيار مناسبي براي علاقه‌مندان و پژوهشگران است، زيرا آنان مي‌توانند با دقت و سرعت، با تاريخ سياست، اقتصاد فرهنگ و هنر و جامعه آن كشور آشنا گردند. اين قبيل منابع آرشيو مهمي براي ذخيره‌سازي موضوعات پراكنده هستند و مي‌توان آنها را به عكسهايي فوري تشبيه كرد كه از يك دامنه وسيع گرفته مي‌شود چرا كه در يك زمان كوتاه، اطلاعات زيادي از اين قبيل عكس‌ها، به ما منتقل مي‌شود.بعضي هم معتقدند گاه‌شمارها اين امكان را براي كاربر فراهم مي‌كنند كه در كمترين زمان، سفري زماني به گذشته‌ها داشته باشد.
اطلاع كامل از زمان دقيق وقوع حوادث در تاريخ اهميت زيادي دارد چون يك محقق در بسياري موارد تنها با علم بر اين موضوع مي‌تواند رويدادها را شرح و تفسير نمايد و رابطه علت و معلولي ميان آنان را كشف نموده و براي سؤالاتي كه در ذهن دارد پاسخي مناسب بيابد.
در اهميت عنصر زمان و نقش آن در كشف علل رخدادها مي‌توان به اين موضوع اشاره نمود كه يكي از متدهايي كه در تاريخ از آن براي اثبات يا رد وقايع گذشته استفاده مي‌شود متد تأييد همزمان (Contemporaneous Corroboration) است روش تأييد همزمان شبيه روش‌هايي است كه يك پليس يا يك وكيل از آن استفاده مي‌كند و اصل و اساس آن، قانون موازييك (Mosaic Low) مي‌باشد. قانون موازييك مي‌‌گويد كه يك موضوع به وسيله شهادت دو شاهد اثبات مي‌شود و معني آن اين است كه يك داستان يا يك ماجرا، در يك زمان، به وسيله چند شاهد تعريف مي‌شود. در روش تأييد همزمان محقق يا پژوهشگر بايد حافظه‌اش را از هر نتيجه‌اي كه از آن آگاه است پاك نمايد. متد همزماني در پي رسيدن به نفس‌الامر وقايع است از اين رو از يك نقطه زماني شروع نموده و به سوي جلو حركت مي‌نمايد. و گاه براي اينكه يك محقق بتواند بفهمد كه يك واقعه چگونه رخ داده از روش معكوس ( reverse method) استفاده مي‌نمايد. اين روش گاهي دوباره آزمودن يك شهادت يا (گواهي (reexamining a Verdict) نيز خوانده مي‌شود. چرا كه كار تحقيق در اين روش با يك نتيجه شروع شده و رو به عقب حركت مي‌كند. اين روش در نزد محققين به اثبات برگشتي (backward argument) نيز شهرت دارد.
اهميت مقوله زمان و فهم منتظم حوادث از همان دوره‌هاي نخستين تكوين تاريخ‌نگاري، مورخان را بر آن داشت تا در گزارش رخدادها و وقايع ترتيب و توالي زماني را مد نظر داشته باشند. آنان به خوبي واقف بودند كه تنها رعايت ترتيب و توالي رخدادهاست كه به تاريخ هويت داده و مي‌تواند تاريخ را به عنوان يك شاخه از علم معرفي نمايد و آن را از اسطوره و افسانه متمايز نمايد. ژوزف جاستوس اسكالير (Joseph Justus Scaliger (1540-1609)) اولين پژوهشگري بود كه در وادي تحقيق درباره‌ي كرونولوژي به عبارات درياي علم (the sea of Sciences) و نوردنيا (the light of world) اشاره كرد و امروز دنيا تعريف مدرن كرونولوژي را به او مديون است. مطالعات او و برخي محققين ديگر مثل جسيت دايوني سس پتاووس (Jesuit Dionysius Petovivus (1583-1652)) كرونولوژي را براي قرن‌هاي ‌آينده تعريف كرد. اگر چه برخي نتايج كاري اسكالير از سوي برخي محققين حتي برخي محققين هم دوره او مثل آرسيلا (Arcilla) پروفسور دانشگاه سالامانسا (Salamanca University) رد شد ولي در هر صورت كار او وهمكارانش در قرن هفدهم تا چندين قرن راهگشاي محققين براي مطالعه روي موضوع كرونولوژي بود.

+نوسراوە لە  2006/7/14کاتژمێر 10:26 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

    انتقاد هانا آرنت به فلسفه تاريخ هگل سه وجه اصلی اين فلسفه را نشانه می‌گيرد، كه با يكديگر در پيوند تنگاتنگ قرار دارند: انديشه روند حركت تاريخ، ايده تاريخ جهانی و ديالكتيك آزادی و ضرورت. انتقاد آرنت به انديشه حركت تاريخ بصورت يك روند كه در مركز آن نقد ترتيب و دسته بندی رويدادهای تك به تك در جريان تاريخی قرار دارد، اينست كه در درك جريان تاريخی، اهميت رويدادهای تك به تك نفی می‌شوند و من پيشتر به آن اشاره كردم. ايده تاريخ جهانی را آرنت در اصل در عملكرد انقلابيون و نه در مشاهده مشاهده گران و تحليلگران آن انقلابها می‌بيند. اين تلاش در امر سياست جهانی ناگزير شكست خواهد خورد "زمانی كه مشخص گشت، نه جمهوری، بلكه بهرروی در اروپا، كشور_ملت‌ها تنها دستاورد بازگشت ناپذير انقلاب بود."


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2006/7/14کاتژمێر 9:55 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

 میشێل فۆکۆ       

سارتر هيچ گونه سويه خلاقانه و اصالت مندي در كارهاي فوكو مشاهده نمي كرد. از منظر شناخت شناسي نظرات فوكو را به آراي استادش آلتوسر نزديك مي دانست

هيچ كس نمي تواند تاريخ را از بين ببرد آنچه نابود شده است، تاريخ به مثابه ابزاري براي فلسفه ورزي است
از جمله مباحثي كه تقريباً ذهن اكثر فيلسوفان قرن بيستم (البته قاره  اي) را به خود مشغول ساخت، تاريخ و حركت تاريخي بود كه ريشه  اي هگلي داشت و به لحاظ اهميت عمده  اش در سنت ماركسيستي، به هر حال موضوعي بود مورد منازعه. درست در اين بحبوحه دو رويكرد به تاريخ و عقلانيت در آن شكل گرفت كه نماينده يكي سارتر بود و ديگري فوكو. پيگيري اين دو جريان، درك تحولات بعدي مفهوم تاريخ در نحله  هاي مدرن و پسامدرن را تسهيل خواهد كرد.
مقاله حاضر در واقع خلاصه  اي از فصل دهم كتاب سارتر، فوكو و عقل تاريخي نوشته تامس آر.فلاين است.

درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2006/4/26کاتژمێر 4:9 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

 

هێگل

وظيفه‌ی فلسفه، فهم آن‌چه هست است، زيرا آن‌چه هست، يعنی خرد. تا آن‌جا که به فرد مربوط می‌شود، هر فردی، در هر صورت، فرزند زمان خويشتن است؛ به همين ترتيب، هم، فلسفه يعنی زمانه‌ی فلسفه، به صورتی که در افکار فهم شده است. اين تصور که فلسفه‌ای می‌تواند از جهان معاصر خود فراتر رود، به همان اندازه ابلهانه است که تصور کنيم فردی می‌تواند از فراز زمانه‌ی خود، يا از فراز رودس، بپرد. اگر نظريه‌ی او به واقع، از زمانه‌ی او فراتر رود، اگر اين نظريه برای خود دنيايی، بدان گونه که بايد باشد، بسازد، اين نظريه بی‌گمان وجود خواهد داشت، اما تنها در درون عقايد آن فرد- {يعنی} فضايی انعطاف‌پذير که در آن تخيل می‌تواند هر چه را که می‌خواهد، بنا کند

 

 

+نوسراوە لە  2006/3/31کاتژمێر 4:36 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

 

ئی.ئێچ.کار١

و "ریچێرد ئێوانس٢"

 

کۆکردنه‌وه و نووسینی : م. که‌عبی

به‌شی دووهه‌م

 

 

فاکتی مێژوویی

له به‌شی یه‌که‌م‌دا باسی ئه‌وه‌مان کرد که 'کار' چۆن ئه‌روانێته "فاکت". لێره‌دا دێینه سه‌ر روون‌کردنه‌وه‌ی باسه‌کانی 'ئێوانس' بۆ جواب دانه‌وه به پرسیاری "مێژوو چیه؟". ئێوانس به‌و پرسیاره ده‌ست پێ‌ده‌کا که فاکتی مێژوویی، که 'کار' پێی‌وایه کاتێک دێته ئاراوه که به‌ده‌ست میژووزان هه‌لبژیردرێت ده‌نا هه‌ر فاکتێکی خالی ده‌مێنێته‌وه، چیه و چ په‌یوه‌ندیه‌ک به "به‌ڵگه" و "دۆکیۆمێنت" په‌یدا ده‌کا؟

 


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2006/3/3کاتژمێر 10:2 قبل از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

بۆچوونه‌کانی

ئی.ئێچ.کار١

و "ریچێرد ئێوانس٢"

 

کۆکردنه‌وه و نووسینی : م. که‌عبی

به‌شی یه‌که‌م

 

مێژوونووسان ده‌مێکه‌یه خه‌ریکی جواب‌دانه‌وه به‌م پرسیاره‌ن که مێژوو چیه؟

جوابی زۆر به‌م پرسیاره و له لایه‌ن زۆر مێژوونووسه‌وه دراوه‌ته‌وه، به‌لام وا دێته به‌رچاو که به پێش‌چوونی زه‌مان و له‌ لایه‌ن مێژووزانێکی‌تره‌وه هه‌میسان ئه‌م پرسیاره دێته گۆره‌وه و باسه‌که زیندوو ده‌کاته‌وه. جا باشه جواب دانه‌وه به‌و پرسیاره بۆ ده‌بێ هێنده پر له گیروگرفت بێت و مه‌گه‌ر یه‌کێک له‌و جوابانه که تا ئێستا دراوه‌ته‌وه ناکرێت وه‌ک جوابێکی درووست و بۆ هه‌میشه وه‌ربگیرێت؟


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2006/1/9کاتژمێر 5:49 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

مارکس

 

 

 

مارکس شيکاری گه وره ی هێزه جێگۆڕکه کان له باره ی مێژوودا دلێ:مرۆڤه کان خۆيان مێژووی خۆيان دروست ده که ن،

 

به لام نه ک به و جۆره ی که دلخوازی خويانه وحه زی لێدکه ن،مرۆڤه کان مێژوو له باروودۆخ و هه لوومه رجێکی که راسته وخۆ

له رابردوويان ورگرتووه ميراتی رابردوويه, وه دستيان هێناوه،دروستی ده که ن. نه ريتی جيله کانی پێشوو به هه موو قورسا يه وه به سهر مێشکی زيندۆکانه وه قورسايی ده کا .

 

 

+نوسراوە لە  2005/12/16کاتژمێر 6:54 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 

 G.W.F. Hegel (1770-1831)

هگل در سن 31 سالگی در دانشگاه Jena (آلمان) با سمت دانشيار و با حقوق بسیار کم مشغول به تدریس فلسفه می شود و 4 سال بعد در سال 1804 با عنوان پروفسور به کار خود ادامه می دهد، اما شرائط مالی هگل تغییری نکرد و هم چنان فقیر ماند. دستمزد دانشگاه Jena کفاف زندگی هگل را نمی داد و اين پروفسور مجبور بود مابقی درآمد خود را از فروش کتاب های فلسفی اش تامين کند.


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2005/11/14کاتژمێر 2:4 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

کارل پوپر

 

            کارل پوپر را بی‌ترديد می‌توان بزرگترين منتقد مکاتب فلسفی تاريخگرا ناميد. خود او تاريخگرايی (٣٢) را آن نحله‌ی فکری معرفی می‌کند که دارای فلسفه‌ی خاصی از تاريخ و بر اين باور است که تکامل جامعه، طبق قوانين جهانشمول و ضرورتمند صورت می‌پذيرد و کافيست انسان اين قوانين را بشناسد تا بتواند مسير تاريخ و روند تکاملی آن را پيش بينی کند. اما پوپر پيشگويی جريان تاريخ بشری را از راههای علمی يا هر روش استدلالی ديگر نا ممکن و اعتقاد به سرنوشت تاريخی را خرافه‌ی مطلق می‌داند.

 

 


درێژەی بابەت
+نوسراوە لە  2005/11/14کاتژمێر 1:48 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 

 

 

             با اینکه پدیده historicism) تاريخ گرائی  ) بعد از دوران روشنگری مورد توجه تاریخ نویسان قرار گرفت اما تا به امروز یک تعریف کامل از این مقوله وجود ندارد. نظریه historicism تحولی بزرگی در قرن 19 در علم تاریخ نویسی به وجود آورد و بینش تاریخ نگاران را به گذشته رادیکال تغییر داد. تاریخ دانان در این قرن متوجه تغییر و تحولات سریع جامعه که بر اثر روشنگری و انقلابات صورت پذیرفته بود گردیدند. شرائط اجتماعی این دورن با دوران های گذشته از نظر کیفی اختلاف زیادی پيدا کرده بود و دیگر گذشته برای آنان آشنا نبود، غریب شده بود. دوران روشنگری مقوله آگاهی از زمان را دچار تحول عظیمی نمود. برنامه دوران روشنگری تشکیل شده بود از پیشرفت که دگرگونی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به دنبال خود داشت. و همین تغییرات بنیادی را تاریخ دانان برای آینده نیز پیش بینی می کنند که آینده نیز با زمان حال اختلاف زیادی خواهد داشت. historicism معتقد است که تمام نهاد ها اجتمایی، اعتقادات مذهبی، آداب و رسوم و حتی ارزش ها هر دوره مخصوص همان دوره میباشند و برای دوره های بعدی قابل قبول نیستند و غریب می شوند. هیچ جریانی (فکری و عملی) ماوراء زمان نیست. بنابراین هر دوره برای خودش تک

( individuality ) و یا singular است و هم چنین هر دوران تاریخ داری مفهوم همان دوران میباشد و نمی شود این مفهم و معنی را با معیار های اخلاقی و فرهنگی دوران حال مورد بررسی و قضاوت قرار داد. تاریخ از قطعه قطعه ها تشکیل شده است ( دوران باستان، قرون وسطی و عصر جديد ) و هر قطعه (singular) دارای مفهوم خاص خود می باشد که با قطعه های دیگر در ارتباط نمی باشد (نزدیکی به تئوری پست مدرن)

1.      بدینسان تاریخ دیگر خصلت تمامیت و کلی (general ) بودن خود را از دست داده است، دیگر نمیشود از کليت تاریخ صحبت کرد و تاريخ بعنوان يک مجموعه متحد الشکل مورد قبول historicism نمی باشد. تاریخ نویس قرت 19 آلمان Ranke  در باره historicism چنین مینوسد:

" نهاد های بزرگ اجتماعی، سیستم زندگی، دولت، کلیسا ، حقوق، و ملت  پدید ها کلی (general) نیستند و نمی توان آن ها را بخش های از تاریخ مرتبط بشری دانست." Ranke که خود شخص مذهبی بود ادامه میدهد  که "هر دوره تاریخ کاملا نزدیک به خدا است" و بدین ترتیب او هرگونه ارتباط دوران ها تاریخ را با یک دیگر چه از نظر ذهن و تفکر انسانی و چه از نظر تشکیلات اجتماعی رد میکند.  و دیگر  نمی شود از دنیا بعنوان یک سیستم یاد کرد، بلکه دنیا خود میشود تاریخ. کشیش های مسیحی و کلیسا اولین افراد و نهادهای بودند که بر علیه این نوع بینش به تاریخ به مبارزه پرداختند، چرا که historicism شامل امور مذهبی نیز میگردد و مذهب نیز طبق این بینش تاریخی میشود و خصلت ماوراء زمانی خود یعنی معتبر بودنش برای تمام زمان ها، تمام دوران تاریخ را از دست میدهد. تمام امور بشر دیگر مطلق و ابدی نیستند و ارزش ها انسانی خصلت نسبی پیدا میکنند. Ranke با نظریه خود در واقع سیستم  فکری هگل را  مورد انتقاد قرار میداد که تاریخ را بصورت کلی و مطلق و با هدف ارزیابی می نمود. چرا که اگر تمام ارزش ها نسبی ( حتی حقيقت نيز نسبی ميشود) و فقط برای یک دوران معتبر باشند پس دیگر نمی توان به یک هدف نهائی که تاریخ آنرا بطور تسلسلی و مرتبط دنبال میکند اعتقاد داشت. هر هدفی فقط برای همان قطعه از تاریخ  معتبر است و به قطعه دیگر تاریخ که در آینده به وجود می آید راه نمی يابد.  یک مفهوم کلی و متحد الشکل بودن تاريخ که هگل در بطن تاریخ مشاهده میکرد از نظر historicism وجود ندارد. تاریخ تشکیل شده است از بخش ها جدا گانه و قطعه قطعه شده است. مهم ترين مقوله تاريخ گرائی نسبی بودن ارزش ها و ايده ها است که حتی نظريه تاريخ نويس را در باره يک واقعيت تاريخی نيز شامل ميگردد. بدين سان کتاب های تاريخی نيز حقيقت مطلق را بيان نمی کنند. نسبی بودن پديده های دنيائی در علم فیزيک با نظريه Einstein  ثابت گرديد که  يک نقطه معينی از زمان و مکان را نمی شود تعيین نمود. و فيزيک دان ديگر آلمانی Heisenberg شناخت کامل از يک پديده را رد نمود.

اما یک پدیده در تاریخ بشری ابدی، ماوراء زمان و برای همیشه با ارزش های ثابت و مطلق باقی مانده است و نسبی نمی باشد و آن هنر یونان قدیم میباشد. در آینده نزدیک با بررسی افکار Jacob Burckardt

تاریخ دان سویسی قرن 19 که تاریخ هنر یونان را به تحریر در آورده است آشنا می شویم

 


+نوسراوە لە  2005/11/5کاتژمێر 1:54 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 
           
             اصولا ترکیب این دو لغت فلسفه و تاریخ با یک دیگر مورد سوال است. هدف و مضمون فلسفه تاریخ دست یابی به مفهوم و معنی (sense) تاریخ بشری میباشد. در صورتیکه برای تاریخ معنی اتفاقات گذشته حائز اهمیت نمی باشند، تاریخ فقط می خواهد بداند که اصولا در گذشته چه اتفاقی افتاده و اینکه چرا این اتفاق به وقوع پیوسته است و آیا اینکه این اتفاق یک معنی و مفهومی هم نیز داشته است مورد توجه تاریخ نمیباشد. بطور مثال تاریخ توضیح میدهد که دوره سرمایه داری به وجود آمده است و آیا اینکه این دوره یک معنی و یا مفهومی نیز دارد مسئله تاریخ نمیباشد. اما فلسفه تاریخ توضیح میدهد (هگل) که هدف تاریخ رسیدن به خرد و ذهن مطلق میباشد. تحولات عمیق اجتماعی که بعد از انقلاب فرانسه به وقوع پیوست (علم و صنعت) باعث به وجود آمدن یک نوع بینش تاریخی گردید که به اسم تاریخ گرائی (هیستوریسم) معروف گردید. این بینش معتقد به تغییر فرهنگ و شرائط زندگی بشر در روند تاریخ میباشد. در این بینش هیچ پدیده ای پابر جا و مطلق نیست و همه چیز دستخوش دگرگونی میگردد. بر خلاف فلسفه که بطور نظری پدیدهای جهانی را مورد بررسی قرار میدهد تاریخ گرائی فقط با مراجعه به اسناد نظریه ای را در باره گذشته بیان میکند. برای تاریخ گرائی فقط گذشته مهم است و مسائل زمان حال و آینده مورد توجه نمیباشند. تاریخ برای خودش و در خدمت گذشته میباشد و در ارتباط با زمان حال نمی باشد. مهم ترین نظریه تاریخ گرائی در باره ارزشهای انسانی میباشد. در این بینش تاریخی تمام ارزشهای بشری نسبی هستند و هیچ ارزشی ابدی و مطلق نیست (حتی ارزشهای مذهبی و اخلاقی). هیچ قاعده ای و یا استانداری که عمل کرد بشر را تعیین میکند ثابت نمیباشد. تاریخ گرائی تمام قوانین معتبر و ابدی بشری را رد میکند. تمام افکار و ایده های انسانی تاریخی میشوند، گذشته میشوند و هیچ مکانی و نظریه وجود ندار که بشر بتواند خود را برای همیشه بدان متکی کند. تمام پدیده ها خصلت گذرا دارند و تاریخ فقط تشکیل میگردد از اسناد و مدارک که به ما می گویند که واقیعت گذشته چه بوده است و هر دوره تاریخی دارای ارزش های خود بوده که دیگر ارزش خود را از دست داده اند. نیچه اولین فیلسوفی بود که انتقاد شدیدی به تاریخ گرائی نمود. چرا که برای این بینش فقط گذشته مهم است و انسانها را از کوشش برای عمل کرد در زمان حال باز میدارد. برای نیچه تاریخ و زندگی در مقابل یک دیگر قرار گرفته اند و هایدگرد تاریخ گرائی را دشمن زندگی نامید. تاریخ گرائی به جای آنکه یک سیستم فلسفی را رد و یا اینکه آن را قبول نماید و یا اینکه یک بینش فلسفی را با بینش دیگری مورد مقایسه قرار بدهد فقط بررسی میکند که چه گونه یک سیستم فلسفی به وجود آمده است. تاریخ گرائی تمام سیستم های فلسفی را قبول دارد و هیچ کدام را نیز مهم تلقی نمی کند.

+نوسراوە لە  2005/11/5کاتژمێر 1:26 بعد از ظهر  لە لایەن سۆران ڕه‌ش | 
 
لاپەره ی دەستپێک
ئیمەیل
ئارشیوو
بابەتی ویبلاگ
پێناسەی وەبلاگ

ئه م وێبلاگه گرينگی ئه‌دا به فه‌لسه‌فه‌ی مێژوو , هه‌وڵ ئه‌دا مێژوو ته‌حلیلی کاته‌وه

هاورێیان
آیا از تاریخ می توان آموخت
تاریخ و وقایع نگاری
فلسفه و تاریخ
چه نیروی ملتها را بحرکت درمی آورد؟
حقیقت در تاریخ
خدا و انسان در تاريخ
نظر من در باره تاريخ
ئارشیووی نوسینەکانی رۆژانە
نوسینەکانی پێشوو
5/22/2009 - 6/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
6/22/2006 - 7/22/2006
4/21/2006 - 5/21/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
2/20/2006 - 3/20/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
10/23/2005 - 11/21/2005
سایتەکانی تر
کریس کوچرا
کوردمیدیا
کورستان
کورستان پلاتفروم
دیمانه
کوردستان پرس
17اسفند
آشوب
سارا
ئینستوتی که له پوری کورد
HEIDARIAM
قالب وبلاگ
بانک مقالات
خرنامه
مجلس کتاب
ثبات
ملكوت
كتابچه
ماندگار
بينش راديكال
ترجمه رايگان انگليسي به فارسي در ٣٨ زمينه تخصصي
دانشگاه آزاد
موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران
چريکهای فدايي خلق ايران
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز
بانك نشريات
عصيان
كتاب مجانى تاريخ
ر و ژ ف
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

<